sssssssssssssssssssssssalam

سلام به همه ی دوستان گلم واقعا شرمنده که این چند وقت نتونستم بیام یه مشکلی داشتم دیگه نمتونستم بیام به بزرگی خودتون ببخشید ابجی ها .داداشهای گلم 2روز یا 3روز دیگه حتما میام  مر30000000از اینکه اومدین ....



ارسال شده در: چهارشنبه 04 مرداد 1391 :: 19:47 :: توسط : haje
بچه...خنده دار!!!!!!!

زن و شوهر جوانی که بچه دار نمی شدند برای یافتن چاره به یکی از بهترین پزشکان متخصص مراجعه کردند.
پس از معاینات و آزمایش های مربوطه، پزشک نظر داد که متاسفانه مشکل از مرد میباشد و تنها
راه حل ممکن، بهره برداری از خدمات «پدر جایگزین» است.
زن: منظورتان از پدر جایگزین چیست؟ پزشک: مردی که با دقت انتخاب می شود تا نقش شوهر را اجرا
و به بارداری خانم کمک کند.
 زن تردید نشان داد لکن شوهرش بچه می خواست و او را راضی کرد
تا راه حل را بعنوان تجویز پزشک بپذیرد. چند روز بعد جوانی را یافتند تا زمانیکه شوهر در خانه
نباشد برای انجام وظیفه مراجعه کند. روز موعود فرا رسید، لکن همسایه طبقه بالا نیز همان روز عکاسی
را برای گرفتن عکس از نوزاد خود دعوت کرده بود تا در منزل از کودکشان چند عکس بگیرد.
از بد حادثه عکاس آدرس را اشتباهی رفته و به خانه زوج جوان رسید و در زد.
زن در را باز کرد.
- سلام، برای موضوع بچه آمدم.
- سلام، بفرمائید. مشروب میل دارید؟
- نه، متشکرم. الکل با کار من سازگاری نداره. علاوه بر اون میخوام هرچه زودتر شروع کنم.
- باشه! بریم اتاق خواب؟
- حرفی نیست، هرچند که سالن مناسب تر است؛ دو تا روی فرش، دوتا رو مبل و یکی هم تو حیاط.
- چند تا؟
- حداقل پنج تا. البته اگر بیشتر خواستید حرفی نیست.
عکاس در حالیکه آلبومی را از کیف خود بیرون می آورد، ادامه داد:
- مایلم نمونه کارم را نشونتون بدم.
روشی را بکار می برم که مشتریام خیلی دوست دارن.
مثلاً ببینید این بچه چقدر زیباست.
اینکار رو تو یک پارک کردم.
وسط روز بود و مردم جمع شدن تماشا کنن.
اون خانم خیلی پر توقع بود و مرتباً بهانه می گرفت.
در نهایت مجبور شدم از دو تا از دوستام کمک بگیرم.
علاوه بر اون یه بچه گربه هم اونجا بود و دم و دستگاه رو گاز می گرفت.
زن بیچاره حیرت زده به سخنان گوش می کرد.
- حالا این دوقلوها را نگاه کنین.
اینبار خودی نشان دادم. مامانه همکاری تاپی کرد وظرف پنچ دقیقه کارمون رو تموم کردیم.
رسیدم و با دو تا تق تق همه چیز روبراه شد و این دوقلوهائی که می بینید.
حیرت زن به نوعی سرگیجه تبدیل شده بود و عکاس اینگونه ادامه می داد:
- در مورد این بچه کار سخت تر بود.
مامانش عصبی شده بود.
بهش گفتم شما آروم باشید تا من کار خودمو بکنم.
روشو برگردوند و همه چی بخوبی و خوشی پایان یافت.
چیزی نمونده بود که زن بیچاره از حال برود.
طرف آلبوم را جمع کرده و گفت:
- شروع کنیم؟
- هر وقت شما بگین!
- عالیه! میرم سه پایه رو بیارم...
- سه پایه؟ برای چی؟
- آخه وسیله کارم خیلی بزرگه.
نمی تونم تو دست بگیرمش و بایستی بذارمش رو سه پایه و ...
خانم.... خانووووووم.... کجا میری؟ چرا فرار میکنی؟ پس بچه چی شد؟!!!



ارسال شده در: دوشنبه 05 تیر 1391 :: 09:15 :: توسط : haje
مراحل دوستی بین دختر و پسر...(بسیار زیبا و واقع بینانه)

۱ـ نمی دونم چرا تو رو یه جور دیگه دوست دارم٬ هیچوقت چنین احساسی نداشتم.

۲ـ من روراست و صادقم.

۳ـ تو همونی هستی که من دنبالش می گشتم.

  


۴ـ بدون تو میمیرم.

۵ـ من با بقیه فرق دارم.

۶ـ من فقط با تو چت می کنم.

 

۷ـ تو تمام زندگی منی.

۸ـ تو معنی عشق رو به من فهموندی.

۹ـ هیچوقت به من نگو خداحافظ .

 

 

پسران/دختران در ۶ ماه دوم دوستی

۱ـ دوست داشتن تنها که کافی نیست.

۲ـ من که نمیتونم همه چیزو بهت بگم٬ توقع زیادی داری.

۳ـ شما پسرا/دخترا همتون یه مدلین.
 

۴ـ فکر میکنم زیادی احساسی برخورد کردم.

۵ـ منم یه مردم/زنم٬مثل بقیه مردا/زنا

۶ـ چت تبادل نظره٬ تو بدبین شدی٬ مگه اشکالی داره!

۷ـ تمام زندگی که در تو خلاصه نمیشه٬ تو فقط بخشی از زندگی منی.

 

۸ـ آدم به خیلی چیزا میتونه عشق بورزه.

۹ـ دوران خوبی رو باهات داشتم٬ فراموشت نمی کنم٬ خوشبخت بشی٬ خداحافظ .

*مطالب بالا اگرچه تا حدَی درست است ولی مطلق نیست و ممکن است در مورد دختران

و پسران٬ بنا بر احساسات و شخصیَت ها و طرز فکرهای گوناگون ٬ متفاوت باشد



ارسال شده در: جمعه 02 تیر 1391 :: 15:57 :: توسط : broken angel
خطای دید و باحال

به نظر شما در تصویر زیر رنگ قسمت بالایی و پایینی چه تفاوتی با هم دارد؟

خوب دقت کنید

رنگ هر دو قسمت یکی است!

 

خطای دید, خطای دید جدید, عجیب ترین خطای دید

 

برای اطمینان یک بار دیگر به تصویر برگردید و انگشت خود را بر روی خط جداکننده بگذارید و نگاه کنید.

 

 

 

هر چه میزان استرس شما بیشتر باشد حرکات بیشتری در تصویر زیر می بینید .

 

خطای دید, خطای دید جدید, عجیب ترین خطای دید

 

 

 

باورتون ميشه اين دوتا اسب هم رنگ هستند!

 

خطای دید, خطای دید جدید, عجیب ترین خطای دید

 

 

 

این شکل از سمت راست چند تا مستطیل هستش حالا از از سمت چپ بشمارید

 

خطای دید, خطای دید جدید, عجیب ترین خطای دید

 

 

 

اگه به اون دایره خیره بشید بعد از مدتی کمی حرکت میکنه

 

خطای دید, خطای دید جدید, عجیب ترین خطای دید



ارسال شده در: چهارشنبه 31 خرداد 1391 :: 10:42 :: توسط : haje
تفاوت زن ایرانی جدید و قدیم

سلام من دوباره اومدم نمي دونم اين تكراريه يا نه وب جديدم اينه http://ayer.loxblog.com

صبح ساعت ۵

زن ایرانی قدیم: به آهستگی از خواب بیدار می‌شود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند

 

زن ایرانی جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند..

 

صبح ساعت ۶

زن ایرانی قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را با عشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول  بیدار کردن آقای شوهر است.

 

زن ایرانی جدید: باز هم خوابیده است

 

صبح ساعت ۷

زن ایرانی قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون میرود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.

 

زن ایرانی جدید: هنوز خوابیده است.

 

صبح ساعت ۱۱

زن ایرانی قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.

 

زن ایرانی جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و با دست در حال بررسی جوش های روی کمرش است

 

ظهر ساعت ۱۲

زن ایرانی قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.

 

زن ایرانی جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع پازیشن های جدید جهت چیز صحبت می‌کند

 

ظهر ساعت ۱۳

زن ایرانی قدیم: در حال شستن جوراب و لباس‌های آقای خانه درون تشت وسط حیاط خلوت میباشد.

 

زن ایرانی جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است…

 

ظهر ساعت ۱۴

زن ایرانی قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است.

 

زن ایرانی جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون مایکروفر بوده و در همان حال در حال تماشای FashionTV می‌باشد.

 

ظهر ساعت ۱۵

زن ایرانی قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان می‌باشد.

 

زن ایرانی جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است.

 

عصر ساعت ۱۶

زن ایرانی قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.

 

زن ایرانی جدید: در حال پرو کردن لباس‌های خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد می‌کشد.

 

عصر ساعت ۱۷

زن ایرانی قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.

 

زن ایرانی جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود.

 

عصر ساعت ۱۸

زن ایرانی قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.

 

زن ایرانی جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را می‌برد.

 

شب ساعت ۱۹

زن ایرانی قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.

 

جدید: هنوز در حال خرید است.

 

شب ساعت ۲۰

زن ایرانی قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوض خانه است.

 

زن ایرانی جدید: کماکان در حال خرید است.

 

شب ساعت ۲۱

زن ایرانی قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد.

 

زن ایرانی جدید: در رستوران ، پیتزا میل می‌فرمایند.

 

شب ساعت ۲۲

زن ایرانی قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.

 

زن ایرانی جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است.



ارسال شده در: سه‌شنبه 30 خرداد 1391 :: 17:22 :: توسط : broken angel
اس جدای

گـاهـــے بـــا / دویــــدن / براے رسیدن به کـســـے،
دگــــر نـفـســــے بـــراے
مــانـــدن / در کـنـــار او / باقـــے نـــخواهـــد مــانــد . . . /.
.
.
برای خداحافظی نیا …
اگر می خواهی بروی ، بی خبر برو …
می گویند آدم ها تا چیزی را به چشم نبینند ، باور نمی کنند…
.
.
جدا که شدیم
هر دو به یک احساس رسیدیم
تو به “فراغــــــت”
من به “فراقــــت”
یک حرف تفاوت که مهم نیست . . .
.
.
مشکل از اونجایی شروع شد
که خودش رفت …
اما یادش نرفت …
.
.
ایـن بــار چَشمـــانـَـم بـــاز بــود
کِـه تـو گُــم شــدی
پیـدایــت کـِــه کـــردمـ

در آغـــوش دیگــــری بـــــودیـــ .
.
.
اگه می دونسنتی قطره ی بارون هنگام جدا شدن از ابر چه حسی داشت !
اگه می دونستی یه بندر هنگام رفتن کشتی ها چقدر تنها میشد !
اگه می دونستی درخت کاج هنگام پر کشیدن پرنده ها چقدر غمگین می شد !
اگه می دونستی با رفتنت چه آتیشی به جونم کشیدی اینقدر راحت نمی گفتی : خداحافظ …
.
.
منو ببخش تنهام نزار ، برای آخرین بار / تنهام نزار ، بی من نرو ، نگو خدانگهدار
.
.
تو رفتی شاخه عشقم شکسته / به چشمم شبنم حسرت نشسته
نگاهی هم نکردی وقت رفتن / نگاهی که سراسر اشک بسته
.
.
گفتی خداحافظ ! گفتم نمی خواهی مرا ؟ باشد نخواه ! اما ای کاش می گفتی چرا ؟
.
.
خدانگهدار عزیزم اما نمیشه باورم / توی چشام نگاه نکنی این لحظه های آخرم / آخه چطور دلم بیاد چشاتو گریون ببینم ؟
.
.
میروم شاید کمی حال شما بهتر شود / میگذارم با خیالت روزگارم سر شود
.
.
ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار / منو از خاطره کم کن ٬ تا ابد خدا نگهدار
.
.
برو ای خوب من ، هم بغض دریا شو ، خداحافظ !
برو با بی کسی هایت هم آوا شو ، خداحافظ !
تو را با من نمی خواهم که « ما » معنا کنم دیگر …
برو با یک « من » دیگر بمان « ما » شو ، خداحافظ !
.
.
میشه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی ولی هیچوقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با خداحافظی بعضی ها از چشمت جاری میشه
.
.
رفتی اما دل من مانده برِ دوست هنوز / میبرم جسمی و جان در گرو توست هنوز
.
.
من که زندگیمو باختم ، واسه یه لحظه دیدنت / نزار بازم دل بپوسه ، دوباره وقت رفتنت
.
.
باران باشد ، تو باشی ، یک خیابان بی انتها باشد ، به دنیا میگویم : خداحافظ



ارسال شده در: سه‌شنبه 23 خرداد 1391 :: 12:57 :: توسط : haje
salam alijon

علی جون ادرست یادم رفته بیا یه نظر برام بده رفیق گلم تا ادرستو پیداکنم.



ارسال شده در: دوشنبه 22 خرداد 1391 :: 14:55 :: توسط : haje
smssssssssssssss

از شمع یک چیز آموختم:ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای دوست بمیرم

*

*

*

سرخوش آن لحظه که از دوست سلامی برسد … بی خبر باشی و از دوست پیامی برسد

*

*

*

پیامت زیبا ، مرامت بی همتا ، دوستیمون پا برجا ، به یادتم همه جا..!

*

*

*

چه کنم ای دوست که تو سلطان جهانی و من درویش خرابات تو ارباب وفایی و من نوکر ارباب

*

*

*

یه عاشق میگه اگه برات اتفاقی بیفته من میمیرم ، ولی یه دوست میگه اگه بمیرم نمیذارم برات اتفاقی بیفته ، پس من دوست تو هستم تا ابد …

*

*

*

ای کاش قانون تمام دوستی ها این بود، یا رفاقت تعطیل ، یا جدایی هرگز…

*

*

*

|””””””””””|_:!””-., “@@”””””” “”@”‘ ده تن آجر فداى زیربناى وجودت ریفیق !

*

*

*

هزارتا رگ دارم و هزارتا رفیق ، اما تو شاهرگی و تک رفیق .

*

*

*

ای دوست همه چیز را فروختم جزآن صندلی که جای تو بود ! شاید آن روز که برمی گردی خسته باشی ….

*

*

*

به دشمنانت هزار فرصت بده که دوست تو باشند ولی به دوستانت حتی یک بهانه نده که دشمن تو شوند . . .

*

*

*

باوفا! مهر تو اندر جان ماست / زندگی بی دوستی زندان ماست

کم بزن آتش دل بی تاب را / یاد خوبت روز و شب مهمان ماست

*

*

*

هرقدر رفاقت بکنم می ارزی / اظهار صداقت بکنم می ارزی

آنقدر عزیزی تو برایم ای دوست / صدبار که یادت بکنم می ارزی

*

*

*

یه تکیه گاهی واسه این دل من / یه وقت نری جدا نشی تو از من

رفیق نیمه راه دل نباشی / چه سوتوکوره اگه تو نباشی

*

*

*

من یاد خوش دوست به دنیا ندهم / لبخند خوشش به حور رعنا ندهم

گر یاد کند مرا هر از گاهی چند / گرد رخ وی به چشم بینا ندهم

*

*

*

در حنجره‌ام شور صدا نیست رفیق / یک لحظه دلم ز غم جدا نیست رفیق

بگذار که قصه را به پایان ببرم / آخر غم من یکی دو تا نیست رفیق

*

*

*

دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن ؟؟؟ / در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن

از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن / از دوستان جانی مشکل توان بریدن

*

*

*



ارسال شده در: دوشنبه 22 خرداد 1391 :: 14:54 :: توسط : haje
post

سلام به همه ی دوستانه گل به خصوص حاجی جون خودمون که نوکرشم دربست



ارسال شده در: دوشنبه 22 خرداد 1391 :: 00:55 :: توسط : ali
™TM™

در برابر مشکلات بایستید اگه نشد بنشینید و اگر نشد بخوابید و اگر باز هم نشد به مشکلات پشت کرده وپایین بکشید تا مشکلات کار خود را بکند



ارسال شده در: دوشنبه 22 خرداد 1391 :: 00:54 :: توسط : ali
درباره وبلاگ
سلام دوستان به وبلاگ خودتون خوش اومدین ........عاشق پرسپولیسم و همیشه پرسپولیس سرور اس اس هس......نظر یادتون نره لطفا ....مشکلی چیزی بود در خدمت هستیم.......
نويسندگان
پيوندها



 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

قالب رنگارنگ